حسن مرسلوند
68
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
نيز اعمال مىشده . در اين رابطه مىتوان از حبس و قتل « تيمورتاش » وزير دربار رضا خان و « سردار اسعد بختيارى » ( جعفر قلى خان ) نام برد . نقش ديگر آيرم در شهربانى رضا خان ، شركت و دخالت در معاملات اجبارى رضا خان و ضبط املاك مردم به نفع شاه بوده است . آيرم در هنگام فرمانروائى بر دستگاه ترور و وحشت شهربانى رضا خان ثروت هنگفتى اندوخت و در اين راه از هيچ شيوهء غير اخلاقى و غير انسانى كوتاهى نكرد . اخّاذى ، رشوهخوارى ، سرقت و تقلّب ، روشهاى پيش پا افتادهاى براى كسب درآمد آيرم بود . 14 در يكى از روزهاى سال 1314 ناگهان به شاه اطلاع دادند كه سرلشكر آيرم ، رئيس مقتدر شهربانى آنچنان سخت به بيمارى عجيب و مرموزى مبتلا گشته كه قادر نيست براى عرض گزارش روزانه به دربار شرفياب يا حتّى در پشت ميز كار خودش حاضر شود . اين بيمارى ناشناخته روزها و روزها ادامه يافت ، پزشكان مختلفى از وى عيادت كرده و پس از معاينه گلوى متورّم او ، اظهار مىداشتند كه از شناختن اين نوع بيمارى عاجزند و بهتر است كه وى جهت معالجه به آلمان اعزام شود . آيرم ، خانهنشين و منزوى گشته و از پذيرش و ديدار همهكس ، به بهانه اينكه قادر به تكلم نيست خود را محروم ساخته بود . بالاخره شاه كه در آغاز ، مخالف خروج آيرم از كشور بود به او اجازه خروج داد ، و آيرم درحالىكه سر و روى خود را در باند پيچيده و دو نفر زير بازوهاى او را گرفته بودند عصا زنان از منزل خارج شده و با يك اتومبيل كرايهاى ! تهران را به سمت انزلى ترك مىكند . در انزلى هم پس از توقفى كوتاه بر كشتى مسافربرى « ميكايان » نشسته به باكو مىرود و بدينترتيب ده روز بعد او در آلمان بود و به محض قدم گذاشتن به خاك آلمان ، تمارض و بيمارى مرموز مصلحتى جاى خود را به سلامت و تندرستى داد . و با اين نيرنگ سرلشكر حسين آيرم كه پروندههاى خيانت و جنايتش در شرف افشاء بود ، جان خود را برداشته و از چنگ رضا خان پادشاه قلدرى كه اخيرا تيغ به كمر بسته و حتّى به جان دوستانش نيز كوچكترين رحمى نمىكند ، مىگريزد . 15 رضا خان در ابتدا متوجّه جريان نبوده چندين بار نامه و تلگراف براى او ارسال مىكند و در آنها از وى تقاضاى مراجعت سريعتر مىنمايد . آيرم در جواب مىنويسد ازآنجايىكه امكانات مالى جهت بازگشت به ايران ندارد نمىتواند حركت كند ، و براى آخرين بار رضا خان هزار ليره برايش مىفرستد ، ليكن آيرم پول را هم گرفت و نيامد . مىتوان حدس زد كه